تبليغاتX
افاضات یک وکیل بعد از این

افاضات یک وکیل بعد از این

 از غم خبری نبود اگر عشق نبود
دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟

بی رنگ تر از نقطه ی موهومی بود
این دایره‌ی کبود، اگر عشق نبود

از آینه‌ها غبار خاموشی را
عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟

در سینه‌ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟

بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود؟
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود

از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟

 

۲ ارديبهشت تولد قيصره.خيلي بهش مديونم....روحش شاد


نوشته شده در تاريخ جمعه دوم اردیبهشت 1390 توسط پارسا

 

تو هر كه باشي

مرا دل شكسته و نوميد نخواهي كرد

من هيچ خيالي در سر ندارم

كه بخواهم تو كسي باشي

كه من مي خواهم باشي

يا رفتارت دلخواه من باشد

من بر آن نيستم

كه بخواهم آينده ي تورا پيش بيني كنم

من فقط مي خواهم تورا كشف كنم

تو مرا دل شكسته و نوميد نخواهي كرد

جبران خليل جبران


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم اسفند 1389 توسط پارسا
اين روزها...كاش شب بود...

آخر اينجا همه معتقدند مرد گريه نمي كند

آن شب من و اشک و مهتاب تا صبح با هم نشستیم......ایکاش یک خواب بد بود چیزی من دیده بودم

 

---------------------------------------------------------------------------------

پي .اس: هيچ چيز بدتر از اين نيست كه شب تا صبح منتظر خبري از او باشي...تا ظهر بي تابي كني..با صداي اس ام اس قلبت به درد بياد و ببيني نوشته:

تور تايلند ۳ روزه...


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم دی 1389 توسط پارسا
 

 

"ليلی زير درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ. گل ها انار شد، داغ داغ. هر انار هزار تا دانه داشت.دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند.انار کوچک بود.دانه ها ترکيدند. انار ترک برداشت.خون انار روی دست ليلی چکيد...
ليلی انار ترک خورده را از شاخه چيد. مجنون به ليلی اش رسيد.
راز رسيدن فقط همين بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد."

از عرفان نظرآهاري

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: اميدوارم طولاني ترين شب سال زيباترين شب براي همه دوستان باشه.يلدا مبارك...


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام آذر 1389 توسط پارسا
در تو ذوب شده ام

دیگر میدانم کدام لبخندت از روی دلگیری و ناراحتی است

و کدام سکوتت از سر آرامش و خوشحالی

خیلی شبیه هم شده ایم

دیگر حتی من هم شبیه تو سکوت می کنم.از عمق وجود...

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم آذر 1389 توسط پارسا

 

باز می گردم . همیشه باز می گردم.

 

مرا تصدیق کنی یا انکار ،

مرا سر آغازی بپنداری یا پایان ،

من در پایان پایان ها فرو نمی روم .

 

مرا بشنوی یا نه ، مرا جستجو کنی یا نکنی ،

من مرد خداحافظی همیشگی نیستم .

 

باز می گردم . همیشه باز می گردم .

 

هلیا ! خشم زمان من بر من مرا منهدم نمی کند.

من روح دائم یک دوست داشتن هستم ...

 

 

نادر ابراهیمی


نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم آذر 1389 توسط پارسا